اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

اللهم عجل لولیک الفرج

shalamche - شلمچه
X
تبلیغات
رایتل

shalamche - شلمچه
امام و شهدا را یاد کنیم با ذکر یک صلوات

نوع شعر

شماره بیت

شماره شعر

متن کامل

ابیاتی از شعر

شماره نتیجه

غزل

1

1

[ شرح ]

الا یا ایها الساقی ادر کأسا وناولهاکه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

1

غزل

2

1

[ شرح ]

به بوی نافه ای کآخر صبا زان طره بگشایدزتاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها

2

غزل

3

1

[ شرح ]

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هردمجرس فریاد می دارد که بربندید محملها

3

غزل

4

1

[ شرح ]

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گویدکه سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزلها

4

غزل

5

1

[ شرح ]

شب تاریک و بیم موج وگردابی چنین هایلکجا دانند حال ما سبکباران ساحلها

5

غزل

6

1

[ شرح ]

همه کارم ز خود کامی به بد نامی کشید آخرنهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفلها

6

غزل

7

1

[ شرح ]

حضوری گر همی خواهی ازو غایب مشو حافظمتی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها

7

غزل

1

2

[ شرح ]

صلاح کار کجا و من خراب کجاببین تفاوت ره کز کجاست تا بکجا

8

غزل

2

2

[ شرح ]

دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوسکجاست دیر مغان و شراب ناب کجا

9

غزل

3

2

[ شرح ]

چه نسبتست به رندی صلاح و تقوی راسماع وعظ کجا نغمه رباب کجا

10

غزل

4

2

[ شرح ]

ز روی دوست دل دشمنان چه دریابدچراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا

11

غزل

5

2

[ شرح ]

چو کحل بینش ما خاک آستان شماستکجا رویم بفرما ازین جناب کجا

12

غزل

6

2

[ شرح ]

مبین به سیب زنخدان که چاه در راهستکجا همی روی ای دل بدین شتاب کجا

13

غزل

7

2

[ شرح ]

بشد که یاد خوشش باد روزگار وصالخود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا

14

غزل

8

2

[ شرح ]

قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوستقرار چیست صبوری کدام و خواب کجا

15

غزل

1

3

[ شرح ]

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما رابه خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

16

غزل

2

3

[ شرح ]

بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافتکنار آب رکناباد و گلگشت مصلا را

17

غزل

3

3

[ شرح ]

فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوبچنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را

18

غزل

4

3

[ شرح ]

ز عشق نا تمام ما جمال یار مستغنیستبه آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

19

غزل

5

3

[ شرح ]

من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستمکه عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را

20

غزل

6

3

[ شرح ]

اگر دشنام فرمایی وگر نفرین دعا گویمجواب تلخ می زیبد لب لعل شکر خا را

21

غزل

7

3

[ شرح ]

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوستر دارندجوانان سعادتمند پند پیر دانا را

22

غزل

8

3

[ شرح ]

حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جوکه کس نگشود ونگشاید به حکمت این معما را

23

غزل

9

3

[ شرح ]

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظکه بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را

24

غزل

1

4

[ شرح ]

به ملازمان سلطان که رساند این دعا راکه به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را

25

غزل

2

4

[ شرح ]

ز رقیب دیو سیرت به خدای خود بنالممگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را

26

غزل

3

4

[ شرح ]

مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارتزفریب او بیندیش و غلط مکن نگارا

27

غزل

4

4

[ شرح ]

دل عالمی بسوزی چو عذار بر فروزیتو ازین چه سود داری که نمی کنی مدارا

28

غزل

5

4

[ شرح ]

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهیبه پیام آشنایان بنوازد آشنا را

29

غزل

6

4

[ شرح ]

چه قیامتست جانا که به عاشقان نمودیدل و جان فدای رویت بنما عذار ما را

30

غزل

7

4

[ شرح ]

بخدا که جرعه ای ده تو به حافظ سحر خیزکه دعای صبحگاهی اثری کند شما را

31

غزل

1

5

[ شرح ]

دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا رادردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

32

غزل

2

5

[ شرح ]

کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیزباشد که باز بینم دیدار آشنارا

33

غزل

3

5

[ شرح ]

ده روزه مهر گردون افسانه است و افسوننیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

34

غزل

4

5

[ شرح ]

در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبلهات الصبوح هبوا یا ایها السکارا

35

غزل

5

5

[ شرح ]

ای صاحب کرامت شکرانه سلامتروزی تفقدی کن درویش بینوا را

36

غزل

6

5

[ شرح ]

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرفستبا دوستان مروت با دشمنان مدارا

37

غزل

7

5

[ شرح ]

در کوی نیکنامی ما را گذر ندادندگر تو نمی پسندی تغییر کن قضا را

38

غزل

8

5

[ شرح ]

آن تلخوش که صوفی ام الخبائثش خوانداشهی لنا و احلی من قبله العذارا

39

غزل

9

5

[ شرح ]

هنگام تنگدستی در عیش کوش ومستیکاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

40

غزل

10

5

[ شرح ]

سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزددلبر که در کف او مومست سنگ خارا

41

غزل

11

5

[ شرح ]

آیینه سکندر جام میست بنگرتا بر تو عرضه دارم احوال ملک دارا

42

غزل

12

5

[ شرح ]

خوبان پارسی گو بخشندگان عمرندساقی بده بشارت رندان پارسا را

43

غزل

13

5

[ شرح ]

حافظ بخود نپوشید این خرقه می آلودای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

44

غزل

1

6

[ شرح ]

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا راکه سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را

45

غزل

2

6

[ شرح ]

شکر فروش که عمرش دراز باد چراتفقدی نکند طوطی شکرخا را

46

غزل

3

6

[ شرح ]

غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گلکه پرسشی نکنی عندلیب شیدا را

47

غزل

4

6

[ شرح ]

به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظربه بند و دام نگیرند مرغ دانا را

48

غزل

5

6

[ شرح ]

ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیستسهی قدان سیه چشم ماه سیما را

49

غزل

6

6

[ شرح ]

چو با حبیب نشینی و باده پیماییبه یاد دار محبان باد پیما را

50

غزل

7

6

[ شرح ]

جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیبکه وضع مهر و وفا نیست روی زیبا را

15

غزل

8

6

[ شرح ]

در آسمان نه عجب گر به گفته حافظسرود زهره به رقص آورد مسیحا را

25

غزل

1

7

[ شرح ]

ساقیا برخیز و در ده جام راخاک بر سر کن غم ایام را

35

غزل

2

7

[ شرح ]

ساغر می بر کفم نه تا ز بربرکشم این دلق ازرق فام را

54

غزل

3

7

[ شرح ]

گر چه بد نامیست نزد عاقلانما نمی خواهیم ننگ و نام را

55

غزل

4

7

[ شرح ]

باده درده چند ازین باد غرورخاک بر سر نفس نا فرجام را

56

غزل

5

7

[ شرح ]

دود آه سینه نالان منسوخت این افسردگان خام را

57

غزل

6

7

[ شرح ]

محرم راز دل شیدای خودکس نمی بینم ز خاص و عام را

58

غزل

7

7

[ شرح ]

با دلارامی مرا خاطر خوشستکز دلم یکباره برد آرام را

59

غزل

8

7

[ شرح ]

ننگرد دیگر به سرو اندر چمنهر که دید آن سرو سیم اندام را

60

غزل

9

7

[ شرح ]

صبر کن حافظ به سختی روز و شبعاقبت روزی بیابی کام را

61

غزل

1

8

[ شرح ]

صوفی بیا که آینه صافیست جام راتا بنگری صفای می لعل فام را

62

غزل

2

8

[ شرح ]

راز درون پرده ز رندان مست پرسکاین حال نیست زاهد عالی مقام را

63

غزل

3

8

[ شرح ]

عنقا شکار کس نشود دام باز چینکانجا همیشه باد به دستست دام را

64

غزل

4

8

[ شرح ]

در بزم دور یک دو قدح درکش و برویعنی طمع مدار وصال دوام را

65

غزل

5

8

[ شرح ]

ای دل شباب رفت و نچیدی گلی ز عیشپیرانه سر بکن هنری ننگ و نام را

66

غزل

6

8

[ شرح ]

در عیش نقد کوش که چون آبخور نماندآدم بهشت روضه دارالسلام را

67

غزل

7

8

[ شرح ]

ما را بر آستان تو بس حق خدمتستای خواجه باز بین به ترحم غلام را

68

غزل

8

8

[ شرح ]

حافظ مرید جام میست ای صبا برووز بنده بندگی برسان شیخ جام را

69

غزل

1

9

[ شرح ]

رونق عهد شبابست دگر بستان رامی رسد مژده گل بلبل خوش الحان را

70

غزل

2

9

[ شرح ]

ای صبا گر به جوانان چمن باز رسیخدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را

71

غزل

3

9

[ شرح ]

گر چنین جلوه کند مغبچه باده فروشخاکروب در میخانه کنم مژگان را

72

غزل

4

9

[ شرح ]

ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگانمضطرب حال مگردان من سرگردان را

73

غزل

5

9

[ شرح ]

ترسم این قوم که بر دردکشان می خندنددر سر کار خرابات کنند ایمان را

74

غزل

6

9

[ شرح ]

یار مردان خدا باش که در کشتی نوحهست خاکی که به آبی نخرد طوفان را

75

غزل

7

9

[ شرح ]

برو از خانه گردون به در و نان مطلبکان سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را

76

غزل

8

9

[ شرح ]

هرکرا خوابگه آخر به دو مشتی خاکستگو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را

77

غزل

9

9

[ شرح ]

ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شدوقت آنست که بدرود کنی زندان را

78

غزل

10

9

[ شرح ]

حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولیدام تزویر مکن چون دگران قرآن را

79

غزل

1

10

[ شرح ]

دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ماچیست یاران طریقت بعد ازین تدبیر ما

80

غزل

2

10

[ شرح ]

ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چونروی سوی خانه خمار دارد پیر ما

81

غزل

3

10

[ شرح ]

در خرابات طریقت ما بهم منزل شویمکاین چنین رفتست در عهد ازل تقدیر ما

82

غزل

4

10

[ شرح ]

عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوشستعاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما

83

غزل

5

10

[ شرح ]

روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کردزان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما

84

غزل

6

10

[ شرح ]

با دل سنگینت آیا هیچ در گیرد شبیآه آتشناک و سوز سینه شبگیر ما

85

غزل

7

10

[ شرح ]

تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموشرحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما

86

غزل

1

11

[ شرح ]

ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شماآب روی خوبی از چاه زنخدان شما

87

غزل

2

11

[ شرح ]

عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمدهباز گردد یا برآید چیست فرمان شما

88

غزل

3

11

[ شرح ]

کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیتبه که نفروشند مستوری به مستان شما

89

غزل

4

11

[ شرح ]

بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگرزانکه زد بر دیده آبی روی رخشان شما

90

غزل

5

11

[ شرح ]

با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته ایبو که بویی بشنویم از خاک بستان شما

100

غزل

6

11

[ شرح ]

عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جمگر چه جام ما نشد پر می به دوران شما

101

غزل

7

11

[ شرح ]

دل خرابی می کند دلدار را آگه کنیدزینهار ای دوستان جان من و جان شما

102

غزل

8

11

[ شرح ]

کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوندخاطر مجموع ما زلف پریشان شما

103

غزل

9

11

[ شرح ]

دور دار از خاک وخون دامن چو بر ما بگذریکاندرین ره کشته بسیارند قربان شما

104

غزل

10

11

[ شرح ]

می کند حافظ دعایی بشنو آمینی بگوروزی ما باد لعل شکر افشان شما

105

غزل

11

11

[ شرح ]

ای صبا باساکنان شهر یزد از ما بگوکای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما

106

غزل

12

11

[ شرح ]

گرچه دوریم از بساط قرب همت دور نیستبنده شاه شماییم و ثنا خوان شما

107

غزل

13

11

[ شرح ]

ای شهنشاه بلند اختر خدا را همتیتا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما

108

غزل

1

12

[ شرح ]

ساقی به نور باده برافروز جام مامطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

109

غزل

3

12

[ شرح ]

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشقثبتست بر جریده عالم دوام ما

110

غزل

4

12

[ شرح ]

چندان بود کرشمه و ناز سهی قدانکاید به جلوه سرو صنوبر خرام ما

111

غزل

5

12

[ شرح ]

ای باد اگر به گلشن احباب بگذریزنهار عرضه ده بر جانان پیام ما

112

غزل

6

12

[ شرح ]

گو نام ما ز یاد بعمدا چه می بریخود آید آنکه یاد نیاری ز نام ما

113

غزل

7

12

[ شرح ]

مستی به چشم شاهد دلبند ما خوشستزانرو سپرده اند به مستی زمام ما

114

غزل

8

12

[ شرح ]

ترسم که صرفه ای نبرد روز بازخواستنان حلال شیخ ز آب حرام ما

115

غزل

9

12

[ شرح ]

حافظ ز دیده دانه اشکی همی فشانباشد که مرغ وصل کند قصد دام ما

116

غزل

10

12

[ شرح ]

دریای اخضر فلک و کشتی هلالهستند غرق نعمت حاجی قوام ما

117

غزل

1

13

[ شرح ]

می دمد صبح و کله بست سحابالصبوح الصبوح یا اصحاب

118

غزل

2

13

[ شرح ]

می چکد ژاله بر رخ لالهالمدام المدام یا احباب

119

غزل

3

13

[ شرح ]

می وزد از چمن نسیم بهشتهان بنوشید دم به دم می ناب

120

غزل

4

13

[ شرح ]

تخت سرمد زدست گل به چمنراح چون لعل آتشین دریاب

121

غزل

5

13

[ شرح ]

در میخانه بسته اند دگرافتتح یا مفتح الابواب

122

غزل

6

13

[ شرح ]

لب و دندانت را حقوق نمکهست بر جان و سینه های کباب

123

غزل

7

13

[ شرح ]

این چنین موسمی عجب باشدکه ببندند میکده بشتاب

124

غزل

8

13

[ شرح ]

بر رخ ساقی پری پیکرهمچو حافظ بنوش باده ناب

125

غزل

1

14

[ شرح ]

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریبگفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب

126

غزل

2

14

[ شرح ]

گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدارخانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب

127

غزل

3

14

[ شرح ]

خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غمگر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب

128

غزل

4

14

[ شرح ]

ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناستخوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب

129

غزل

5

14

[ شرح ]

می نماید عکس می در رنگ روی مهوشتهمچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین غریب

130

غزل

6

14

[ شرح ]

بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رختگرچه نبود در نگارستان خط مشکین غریب

131

غزل

7

14

[ شرح ]

گفتم ای شام غریبان طره شبرنگ تودر سحر گاهان حذر کن چون بنالد این غریب

132

غزل

8

14

[ شرح ]

گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتنددور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب

133

غزل

1

15

[ شرح ]

ای شاهد قدسی که کشد بند نقابتوی مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت

134

غزل

2

15

[ شرح ]

خوابم بشد از دیده درین فکر جگر سوزکاغوش که شد منزل آسایش خوابت

135

غزل

3

15

[ شرح ]

درویش نمی پرسی و ترسم که نباشداندیشه آمرزش و پروای ثوابت

136

غزل

4

15

[ شرح ]

راه دل عشاق زد آن چشم خماریپیداست ازین شیوه که مستست شرابت

137

غزل

5

15

[ شرح ]

تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفتتا باز چه اندیشه کند رای صوابت

138

غزل

6

15

[ شرح ]

هر ناله و فریاد که کردم نشنیدیپیداست نگارا که بلندست جنابت

139

غزل

7

15

[ شرح ]

دورست سرآب ازین بادیه هشدارتا غول بیابان نفریبد به سرابت

140

غزل

8

15

[ شرح ]

تا در ره پیری به چه آیین روی ای دلباری به غلط صرف شد ایام شبابت

141

غزل

9

15

[ شرح ]

ای قصر دل افروز که منزلگه انسییا رب مکناد آفت ایام خرابت

142

غزل

10

15

[ شرح ]

حافظ نه غلامیست که از خواجه گریزدصلحی کن و بازآ که خرابم ز عتابت

143

غزل

1

16

[ شرح ]

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداختبه قصد جان من زار ناتوان انداخت

144

غزل

2

16

[ شرح ]

نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بودزمانه طرح محبت نه این زمان انداخت

145

غزل

3

16

[ شرح ]

به یک کرشمه که نرگس به خود فروشی کردفریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت

146

غزل

4

16

[ شرح ]

شراب خورده و خوی کرده می روی به چمنکه آب روی تو آتش در ارغوان انداخت

147

غزل

5

16

[ شرح ]

به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتمچو از دهان توام غنچه در گمان انداخت

148

غزل

6

16

[ شرح ]

بنفشه طره مفتول خود گره می زدصبا حکایت زلف تو در میان انداخت

149

غزل

7

16

[ شرح ]

ز شرم آنکه به روی تو نسبتش کردمسمن به دست صبا خاک در دهان انداخت

150

غزل

8

16

[ شرح ]

من از ورع می و مطرب ندیدمی زین پیشهوای مغبچگانم در این و آن انداخت

151

غزل

9

16

[ شرح ]

کنون به آب می لعل خرقه می شویمنصیبه ازل از خود نمی توان انداخت

152

غزل

10

16

[ شرح ]

مگر گشایش حافظ درین خرابی بودکه بخشش ازلش در می مغان انداخت

153

غزل

11

16

[ شرح ]

جهان به کام من اکنون شود که دور زمانمرا به بندگی خواجه جهان انداخت

154

غزل

1

17

[ شرح ]

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود درین خانه که کاشانه بسوخت

155

غزل

2

17

[ شرح ]

تنم از واسطه دوری دلبر بگداختجانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

156

غزل

3

17

[ شرح ]

سوز دل بین که ز بس آتش اشکم چون شمعدوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت

157

غزل

4

17

[ شرح ]

آشنایی نه غریبست که دلسوز منستچون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت

158

[ چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1384 ] [ 17:48 ] [ s.j ]
آخرین مطالب
لینک دوستان
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 316827